پائیز سال ۶۸ شبیه دیگر پائیزها نبود، برگ ریزانش خبر از تاراج تاریخ می‌داد و خزانش به رنگ مرگ یک فرهنگ. سلطان فصول این‌بار آمده بود تا نقاب از چهره‌ی سلاطین خفته‌ی ایران زمین بردارد.


خبرگزاری فارس لرستانعطا حسن پور، پائیز را با خزان‌ و برگ ریزان رنگارنگ‌ش می‌شناسند؛ گاه او را سلطان فصل‌ها می‌نامند و گاه فصل اندوختن و ذخیره کردن. اما پائیز سال ۶۸ شبیه دیگر پائیزها نبود، برگ ریزانش خبر از تاراج تاریخ می‌داد و خزانش به رنگ مرگ یک فرهنگ. سلطان فصول این‌بار آمده بود تا نقاب از چهره‌ی سلاطین خفته‌ی ایران زمین بردارد.

 سلاطینی از عصر ایلام، سلاطین ثروتمندی که اندوخته‌های بی‌مانندشان را در پناه انجمن خدایان‌ ذخیره کرده، غافل از آنکه در پس ۲۷۰۰ پائیز وفادار، بشری به کمین نشسته که نه دیگر چون پائیز غارتگر برگ‌هاست، بلکه با تیشه‌ی تاراج، ریشه‌ی فرهنگی را که می‌رفت هنر خود را به رخ دنیا بکشاند، به یکباره می‌خشکاند.

قصه‌ غارت غار کَلماکَرِه(Kalma kareh)، اگر چه تلخ، اما شنیدن دارد. کوچ‌نشینان دامنه‌ی کوه مَلِه(Maleh)، از گذشتگان شکارچی خود شنیده بودند که ریش برخی از بزهای کوهی شکار شده در این کوهِ بی‌آب، خیس است اما اثری از چشمه و سراب در آن نیست. تا اینکه شخصی به نام عزیز، پرده از این راز برداشت و به دنبال آن عزت هزاران ساله‌ی تاریخ ایران را بر باد داد.

عزیز که در نزد فرهنگ دوستان ایران، عزیز نیست، به دنبال یک بزکوهی(کَل) به کَلما(مآوای کَل- غار) وارد می‌شود. در کنار ورودی این کَلما یک درخت انجیر (کَرَه) روئیده و آن را به کلماکره مشهور ساخته است. درون غار چندین آب‌چال‌ وجود داشت که راز ریش خیس کَل‌های کوهی بود. در پس این راز، اسرار نهفته‌ دیگری نیز آشکار شد. 

گنجینه‌ای با هزاران شی نفیس، انواع تکوک(ریتون)، مجسمه، تندیس، ظروف آئینی و اشیاء تزئینی، در دهلیزها و حفره‌های غار وجود داشت و همین بهانه‌ای شد برای غارت گنجینه‌ای که تاریخ مانندش را به خود ندیده بود. عزیز و اقوامش در شهرهای پلدختر، رومشکان و استانهای هم‌جوار لرستان، به سان ایلغار‌های مغولان، در کمتر از ۲ سال تمام این گنجینه‌ ارزشمند را غارت کردند.  

غار کلماکره در ۱۳ کیلومتری شمال‌غرب شهر پلدختر و در دیواره‌ی یکی از تنگه‌های کوه مله به نام «قَوَه غلامرضا» واقع شده است. مسیر دسترسی به غار از طریق جاده آسفالته به موازات کرانه‌ی شمالی رودخانه کشکان است، روستاهای «دره‌باغ» و «طاق‌ملک‌حسین» در دامنه جنوبی کوه مله نزدیکترین سکونت‌گاه‌های عشایری موقت به غار کلماکره هستند. 

 

کوه مَلِه، از پلدختر تا رومشکان در جهت شرقی-غربی امتداد دارد و در مقابل آن کبیرکوهِ با عظمت، قد برافراشته است. در حد فاصل این دو کوه، دشتهای میان‌کوهی جایدر و دره‌شهر واقع شده‌اند که دو رودخانه کشکان و سیمره در آنها جریان دارند. محل تلاقی این دو رودخانه در پائین دست غار کلماکره، نزدیک روستاهای چم‌مهر در شهرستان پلدختر و کَل‌سفید در شهرستان دره‌شهر است. اما موقعیت توپوگرافی غار باعث شده بود که این غار حدود ۲۷ قرن از دید و دستبرد انسان‌ مخفی بماند. 

غار کلماکره در دیواره‌ی شرقی تنگه‌ای عمیق با صخره‌های عمودی قرار دارد و دهانه‌ی آن حدود ۱۵ متر پائین تر از قله کوه است. پیشانی غار نیز دو متر جلوتر از کفِ دهانه‌ی ورودیِ آن است، بنابراین از رأس کوه یا کف تنگه، امکان رؤیت آن وجود ندارد. در قسمت ورودی نیز درخت انجیری روییده که دید مستقیم به غار را از روبرو مسدود کرده است.

در حال حاضر برای ورود به غار جز فرود فنی از دیواره‌ی ۱۵ متری مشرف به دره‌ای عمیق و گذشتن از باریکه راهی بُزرو به طول ۱۰ متر به سمت دهانه غار، راه دیگری وجود ندارد. اما شواهدی از وجود پله‌های دستکند در جنوب دهانه‌ی ورودی دیده می‌شود که گویی در گذشته، تردد در غار به آسانی و سهولت انجام می‌گرفته است. اکنون بقایای ۳ پله‌ دستکند به عرض یک متر در دیواره‌ی جنوب شرقی و فاصله‌ی ۱۷ متری دهانه غار باقی مانده است.   

فضای داخلی غار به طول ۵۷۰ متر از چهار تالار بزرگ با چندین آب‌چال تشکیل شده و به جز تالار نخست، هیچ نوری به درون فضاهای دیگر نمی‌تابد. ارتباط بین تالار اول و دوم از طریق شکافی باریک است. تالار دوم را دهلیزی به قطر ۸۰ سانتی‌متر و طول ۳ متر به تالار سوم مرتبط می‌سازد و برای دسترسی به آخرین فضای غار می‌بایست از دیواری صاف به ارتفاع ۴ متر بالا رفت و مجدداً با عبور از معبری پنجره مانند به سمت پائین و تالار چهارم رسید. استالاگمیت و استالاکتیت‌های طلایی رنگ و مرتفع، زینت‌بخش تمام فضاهای غار هستند و از نگاه گردشگری چشم‌انداز بسیار زیبایی دارند. در انتهای آخرین تالار، چاهی طبیعی وجود دارد که عمق دقیق آن تاکنون مشخص نشده است. 

از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۰ که میراث فرهنگی وارد عمل شد و ورودی غار را مسدود کرد، تمام گنجینه‌ای که در غار پنهان شده بود، توسط سودجویان اشیاء عتیقه به غارت رفت و بخش اعظمی از آن به صورت غیرقانونی به خارج از کشور منتقل و در قالب یک نمایش ویژه در شهرهای نیویورک، لس‌آنجلس، وین و لندن در معرض دید عموم گذاشته شدند. در این سال‌ها نخستین محموله‌های قاچاق توسط کمیته انقلاب اسلامی پلدختر کشف و ضبط شد و متعاقب آن طی سالهای ۱۳۷۱ و ۷۲ نصرت‌الله معتمدی برای انجام کاوش‌های باستان‌شناسی در غار از سوی میراث فرهنگی ماموریت یافت اما هیچ دستاورد علمی در بر نداشت.   

همچنین ببینید :
تخلفات انتخاباتی در فضای مجازی رصد می‌شود/ برخورد با تبلیغات زودهنگام کاندیداها

تعداد قابل توجهی از این اشیاء توسط یک تاجر عتیقه به نام هوشنگ محبوبیان فرزند بنیامین از یهودیان ساکن انگلستان که سال‌هاست چشم طمع به آثار ایران دوخته است، گرد آمد و آنها را در کتابی تحت عنوان «گنجینه کوه‌ها و هنر مادها» در لندن در سال ۱۹۹۵ به چاپ رساند و آنها را به غاری در خرم‌آباد منتسب کرد. برخی از اشیاء این مجموعه نیز توسط گالری هنر عتیقه فنیکس phoenix که در ژنو و نیویورک دفتر دارد خریداری شده است. 

 

اما از آن گنجینه بزرگ که شاید بیش از هزار شی نفیس اعم از تکوک(ریتون)، مجسمه‌های انسانی و حیوانی، نقاب یا صورتک‌، ظروف آئینی و تزئینی از جنس طلا و نقره را شامل می‌شد، حدود ۲۰۰ شی ضبط و در مالکیت موزه‌های خرم‌آباد و موزه ملی ایران قرار گرفت. 

بر روی لبه‌ی برخی از ظروف فاخر این مجموعه، کتیبه‌هایی به خط میخی ایلامی نقر شده است. در تیرماه ۱۳۷۱ رسول بشاش زبان‌شناس ایرانی تعدادی از کتیبه‌ها را مورد مطالعه قرار داد و موفق گردید برای اولین بار نام یک خانواده سلطنتی گم‌شده و یک سرزمین ناشناخته را معرفی نماید. در پژوهش‌های فرانسوا والا مشخص شد، برای نگارش ظروف از سبک و خط میخی ایلامی جدید سوم ب(۵۸۵ تا ۵۳۹ ق.م) استفاده شده است.

پژوهشگر دیگری به نام لمبرت نیز موفق شد تعداد زیادی از کتیبه‌های مربوط به ظروف را قرائت نماید. وی به نام ۲۲ شخص برخورد کرده که ۴ تن از آنها عنوان شاهی دارند. قرائت کتیبه‌ها نشان می‌دهد، که این اشیاء متعلق به سرزمین سَمَتی(ساماتوره) بوده و بنیانگذار آن پادشاهی به نام آمپریش فرزند دابالا است.

این گنجینه به خوبی ثروت فوق‌العاده این سلسله محلی را آشکار مییسازد. بنابراین، شاهان سَمَتی احتمالاً قلمرو کوچک قبایلی را در جنوب لرستان و حاشیه رودخانه سیمره (سمتی-ساماتوره)، تحت لوای حکومت مرکزی ایلام‌نو، فرمانروائی می‌کرده‌اند. وجود سفال‌های نئوایلامی در درون غار بر تاریخ‌گذاری صحیح این گنجینه به دوران ایلام‌نو صحه می‌گذارد. احتمالاً شاهان «ساماتی»، در آخر دوره ایلامیینو جزئی از خزانه سلطنتی خود را که یکی از شش گنجینه بزرگ کشف شده در جهان است، به این محل سپرده‌اند.

بنابراین، به هنگام زوال ایلام و قدرت گرفتن تدریجی امپراطوری هخامنشی(۵۸۵ تا ۵۳۹ ق.م ) بخشی از گنجینه سلطنتی و ثروت ملی کشور در غار کلماکره نگهداری شده است. 

متاسفانه کشف غار کلماکره در سال ۱۳۶۸ اتفاق افتاد که اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور تحت تاثیر جنگ تحمیلی قرار داشت. 

فقر مردم در استان محروم لرستان در کنار طمع سودجویان اشیاء عتیقه و عدم حساسیت به مسائل فرهنگی در شرایط بحرانی آن زمان مملکت، مزید بر علت شد تا این گنجینه گران‌بها، بدون آنکه تمام زوایای نهفته آن آشکار شود به غارت برود.

بدون شک اگر این اتفاق، امروزه رخ می‌داد، شاید با تکیه بر قدرت رسانه‌ها، مطبوعات، فضای مجازی، هشتک‌ها و پویش‌ها و یاری کنوانسیون‌های بین‌المللی امکان نجات یا بازگرداندن این گنجینه‌ی بی‌مانند برای کشور ایران فراهم می‌شد. 

پس از سکوتی ۲۰ ساله در مهرماه سال ۱۳۹۲ نام کلماکره در محافل علمی جهان مجدداً بر سر زبانها افتاد و آن هنگامی بود که دولت آمریکا در سفر دکتر حسن روحانی رئیس جمهور ایران به نیویورک، یک تکوک نقره‌ای معروف به شیردال را به هیات همراه رئیس جمهور به نشان حسن نیت تحویل داد و ادعا نمود که این شی را از یک فرد یهودی به نام هشام ابوتعم ضبط نموده است. بعدها مشخص شد که شی بدل بوده و از روی نمونه اشیاء منسوب به غار کلماکره جعل شده است.   

اگرچه طبق توافق‌نامه کنوانسیون یونسکو که در  ۱۴ نوامبر ۱۹۷۰ در شهر پاریس به تصویب رسیده، واردات، صادرات و مبادله غیر قانونی اشیاء، آثار و نمادهای شکوفائی فرهنگی در جهان، ممنوع اعلام شده اما متاسفانه این قانون تاکنون مشمول اشیاء به غارت رفته از غار کلماکره نشده و کشورهایی مانند ژاپن که بیشترین اشیاء کلماکره را توسط موزه میهو خریداری کرده، از این قانون تبعیت نکرده‌اند.

 امید است در آینده شاهد تلاش و همتی از سوی مسئولین ذیربط باشیم که همچون الواح گلی هخامنشی از طریق دادگاه‌های بین‌المللی و با تکیه بر معاهدات و نهادهای فرهنگی از جمله یونسکو و ایکوم، اشیاء غار کلماکره نیز به کشور ایران بازگردانده شود.

انتهای پیام/




Source link